معماری گنبد امام زاده کاخک
|
… گاهگاهي درميان ويرانهها آثار قوس يا سقف گنبدي ديده ميشود كه از سومريان ببابل رسيده و غير ماهرانه و بيآنكه بدانند سرنوشت طاقها و قوسها چه خواهد بود، از آنها دربناهاي خود استفاده ميكردند.»، ميتوان استعمال گنبد را اقلاً به هزارة چهارم قبل از ميلاد نسبت داد. گنبد اصولاًُ جنبة حفاظي دارد ولي اين عنصر حفاظي نيز، مانند ساير عناصر انتفاعي، عملاً داراي جنبههاي هنري است و به عبارت ديگر ذوق و سليقة زيبائي خواهي در آن وجود دارد و انواع ساده، و بخصوص نوع دوپوشي، آن را ميتوان در زمرة هنرهاي تزييني محسوب داشت و با توجه بهمين جنبة هنري، نگارنده بحث اين مقاله را به موارد ذيل اختصاص ميدهد: 1- تعريف گنبد. 2- سابقة گنبد. 3- سابقه و هدف گنبد دوپوشي در ايران. 4- گنبدهاي دوپوشي تزييني در آثار تاريخي اسلامي ايران. |
|||
|
يكي از اهرام پلَّه پلة مصر |
|
تعريف گنبد: - «گنبد… 1- ساختماني تقريباً به شكل نيم كره كه از خشت و آجر و گچ و غيره بر فراز عمارتي سازند؛ قبَّه: « (طاوسها) بيشتر در گنبدها بچه ميآورندي». - «گنبد و گنبده- بضم اول و فتح باي موحده و سكون ثاني و دال بينقطه. ف. عمارتي مدور كه سقف آن محدب بوده باشد و گنبد قابوس كه در هشت فرسنگي استرآباد است قبر امير كيكاوس ابن ابوطالب مشهور به وشمگير است و ارتفاع آن پنجاه و پنج ذرع است و كاوس همان است كه در حرف كاف تصحسح و تشريح يافته است و از مشاهير شاهان تبرستان است و گنبد را بنابراين بهر چيز مدور اطلاق نمايند و غنچة گل را نيز گويند زيرا كه آن نيز بشكل گنبد است…». - «گنبد Coupole … معماري. درون، قسمت مقعر يك گنبد، گنبد انواليد، گنبد پانتئون. «گاهي بخود گنبد نيز گفته ميشود». - «گنبد (Dôme ) … معماري 1- يك سقف نيم كرهاي، يا ناشي از نيم گنبد، گنبد ناميده ميشود كه يك بنا، هرچه باشد، را ميپوشاند. اين نوع ساختمان، كه به گنبد نيز اطلاق ميشود، ميتواند فرمهاي مختلف بخود گيرد. گاهي يك نيم گنبد ناميده ميشود، مانند بناي مدور پانتئون اگراريپا در رم؛ گاهي يك نيم دور شبه كرهاي پهن شده را معرفي ميكند مانند گنبد (Dôme) سنپير رم: هنگامي كه قرار گرفته است؛ گاهي يك نيم مدور تقريباً مسطح را نقش ميكند: در اين مورد گنبد (Dôme) هلالي كوتاه شده ناميده ميشود. اغلب گنبدها (Dôme) در روي يك پلان مدور ارتفاع ميگيرد؛ اما انواع ديگر آن كه پلان چند ضلعي دارد نيز ديده ميشود. بعضي ديگر پاية چهارگوش نيز دارد…». |
|
- «گنبد … معماري. پوشش بشكل پيالة وارونه.» داخل، قسمت مقعر يك گنبد (Dôme) … encycl. Archit . عرق چين (قبَّه) مدور متشكل از حلقههاي متحدالمركز، گنبد طبيعتاً بناهاي مدور را متوج ميكند. در مورد بناهاي چهارگوش. دو روش گذر از مربع به مدور اجازه ميدهد. در گنبد (Coupole) روي گوشوار لچكي، تشكيل ميشود (گنبد كليساي بزرگ كاُار، درسن فرون پريگو). در گنبد روي گوشوار معمولي، قوسهائي كه داراي ديوارهاي كوچك است در گوشهها ايجاد ميشود و مربع را به كثيرالاضلاع تغيير ميدهد… به عبارت بهتر (Coupole) پوشش داخلي بنا است در حالي كه (Dôme) قسمت خارجي آن ميباشد.» از مجموع تعريفهاي فوقاالذكر استنباط مي شود كه: اولاً گنبد جسمي مدور، نيم كروي، مخروطي يا بيضوي است و به پوشش اطاقهاي مدور و يا مربع و كثيرالاضلاع كه در پايه سقف به مدور تبديل ميشود، نيز گفته ميشود. ثانياً در فرانسه دو لغت (Dôme, Coupole) براي گنبد وجود دارد به اين معنا كه به سطح مقعر داخل كوپُل و به سطح محدب خارج دُم ميگويند. ثالثاً كلمه گنبد، نوعي پوشش بنا است، گاهي به مجموع بنا نيز اطلاق ميشود مانند گنبد قابوس. |
||||
4- برج لاجيم |
3- گنبد مقبرة قابوس وشمگير |
|
سابقة گنبد: يكي از معاني گنبد قبه است كه معادل كلمة (Dôme) در زبان فرانسه ميباشد و چنانچه اين كلمه را با كُپه نزديك بدانيم عبارت از تل خاكي خواهد بود كه روي قبر ريخته ميشود. كپه در روي قبور مصر باستان، قبل از سلسلهها و حدود هزارة چهارم پيش از ميلاد، معمول بوده و مصطبه ناميده ميشده به اين معني كه در آن زمان جسد را در گودالي كه با شن پوشيده ميشد ميسپردند و چون با گذشت زمان اين شنها از بين ميرفت و اجساد نمايان ميگرديد بتدريج فكر استحكام بيشتري پيدا شد و شنهاي كپه شدة روي قبر به بنائي كه معمولاً از خشت خام بود مبدل گرديد. در دورة سلسلههاي دوم و سوم ساختمان فوقاني اين قبور تغيير كرد و معمولاً روي آنها را با تودهاي از خاك و سنگ پر كرده و جدار خارجي را با خشت ميساختند و گاهي با تخته سنگهاي بزرگ ميپوشاندند. |
|
بتدريج استعمال سنگ در مصطبهها زياد شد و تحول آن به احتمال قوي، به هرم پله پله (شكل 2) منجر گرديد و بالاخره شكل كامل هرم مربعالقاعده بخود گرفت. اين مصطبهها و اهرام ميتواند از اولين گنبدها محسوب گردد و الهام بخش اشكال مختلف گنبدهاي ادوار بعدي در نقاط دور و نزديك از جمله آشور و روم و غيره باشد. سرزمين ديگري كه نوعي گنبد در آن بكار رفته كشور اتروسك است كه در هزارة اول قبل از ميلاد در شبه جزيرة ايتاليا تشكيل يافت. در اين كشور به ساختن قبور اهميت داده ميشد و يكي از انواع آن هيپوژهها (Hipogés) است كه روي آنها با مخروط بلندي از خاك پوشانده ميشد و مانند تپهاي بنظر ميرسيد. نوع ديگر قبور رگوليني گالاسي (Regolini Galassi) است كه بعضي اطاقهاي آن با يك سقف منحنيالخط پوشيده شده و در مركز آن يك ستون سنگي تعبيه ميگرديد. اين نوع پوششهاي منحنيالخط در معماري يونان قديم گويا نظائري داشته و اتروسكها آن را دنبال و تكميل كرده و بالاخره به روميان تحويل دادهاند. |
|||
|
برج ازگت |
|
و اما دربارة ايران باستان، اين كشور از قديمالايام مابين بينالنهرين و آسياي صغير در رابطه بوده و مبادلات هنري داشته است و احتمالاً، با توجه به شرايط مشابه طبيعي، مانند بينالنهرين از گنبد استفاده ميكرده است ولي تاكنون نمونههاي روشني در دسترس قرار نگرفته و اولين گنبد توسط گدار فرانسوي به اواخر دورة اشكاني و اوايل دورة ساساني نسبت داده شده است: «قديميترين گنبد ايراني كه تا بحال شناخته شده، گنبد كاخ اردشير در فيروزآباد است. اين گنبد كه بر روي ديوارهاي ضخيم بنا شدن، چنان نادرست و بيترتيب ساخته شده كه در ارتفاع چند متري از قاعدة آن هنوز برش افقيش مدور نيست و باحتمال قوي، گنبد نامبرده يكي از اولين انواع طاقي است كه در ساختمان تحقق يافته و مدتها پيش از ساختمان آن دهقانان فارس ساختن آن را ميدانستند و آنرا با خشت خام ميساختهاند و قديميترين نمونة آن از ميان رفته است. اين نوع طاق كه در دورة ساساني سير تكاملي را ميپيمود، و ساختمان بين منطقة سطح مربع و قسمت مدور گنبد تا دورة اسلامي متكي بقاعده درستي نبود، با وجود اين در تمام دورة ساساني با شكوهترين و پسنديدهترين طاقها شناخته شده بود. و هنوز ميتوان سيتائي از نمونههاي كموبيش ويران شده آن را در باختر ايران مشاهده نمود در صورتي كه در خاور كشور فقط در دامغان و بازههو و كوه خواجه از اين نوع ديده ميشود. همچنين در مغرب ايران است كه جالبترين نمونههاي مسجد ايراني كه عامل اصلي آن چهار طاقي ساساني است ديده ميشود. اين نوع مسجد عبارت از گنبدي است كه روي چهار پايه كه بوسيلة چهار قوس بهم پيوستهاند قرار دارد. از اينجا ميتوان چنين نتيجه گرفت كه گنبد ايراني نه تنها در غرب ايران و مخصوصاً در فارس بوجود آمد بلكه عظمت و شكوه خود را براي اولين بار در آنجا بدست آورده و رواج گرفته است. بديهي است كه اگر به حجاريهاي كويونجيك Kuyundjik اعتماد كنيم، مدتها پيش از آن در آشور هم ساختمان گنبد معمول بوده و همچنين در مصر و يونان و روم، اما با تكنيك ديگري، و اين نشان ميدهد كه در نواحي مختلف گيتي اقدام به پوشاندن تالارهاي مربع يا مدور بوسيلة گنبد كرده و در همهجا وسائل اينكار را بدست آوردهاند. |
8-گنبد تالار مربع شمالي مسجد جامع اصفهان |
7-گنبد تالار مربع جنوبي مسجد جامع اصفهان |
6-گنبد مقبرة سلطان سنجر در مرو |
|
سابقه و هدف گنبدهاي دوپوشي در ايران: پيش از آنكه گنبدهاي دوپوشي دورههاي تيموري و صفوي ساخته شود، گنبدهاي دوپوشي سادهاي در نقاط پر باران ايران ساخته شده و شايد هدف سازندگان اين بوده كه جريان هوا از بين دوپوش ممكن و پوش داخلي از رطوبت حفظ شود و زود خراب نگردد. يكي از گنبدهاي دوپوشي در مقبرة قابوس وشمگير (شكل 3) در شهر گنبد قابوس ساخته شده است. گنبد قابوس در سال 397 هجري بنا گرديده و عبارت از دو قسمت: بدنه و گنبد، است. پوش داخلي گنبد اين بنا، طبق مندرجات فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايراني، هلالي و پوش خارجي آن مخروطي است. گنبد ديگر مربوط به برج لاجيم (شكل 4) مازندران است كه در عداد بناهاي دورة آلزيار (470-316) محسوب است. پوش داخلي اين بنا مدور و پوش خارجي آن عبارت از يك گنبد مخروطي ساده و ظريف است. گنبد سوم مربوط به برج رزگت (شكل 5) واقع در شمال ايران و منسوب به آغاز قرن پنجم هجري است. پوش داخلي اين بنا مدور و پوش خارجي آن تقريباً شلغمي است. |
11-گنبد ايوان بزرگ مسجد گوهرشاد مشهد |
10-گنبد مسجد شيخ لطفاللّه اصفهان |
9-گنبد مقبرة امير اسماعيل ساماني در بخارا |
|
گنبد چهارم مربوط به مقبرة سلطان منجر است. اين مقبره (شكل 6) در مرو ساخته شده و از بناهاي گنبددار عظيم دورة سلجوقي است كه نظير آن در مسجد جمعة اصفهان ديده ميشود. امتيازي كه اين مقبره بر ساير بناهاي دورة سلجوقي دارد در ساخت گنبد است به اين معني كه گنبد آن در عين عظمتي كه دارد دوپوشي است و پوش داخلي آن پوش خارجي را دربر گرفته است. نكتة قابل ملاحظه در اين است كه با وجودي كه شرايط طبيعي شهر مرو و خطة مازندران متفاوت و داراي رطوبت نسبتاً كم است، گنبد دوپوشي در آنجا ساخته شده و شايد هدف سازنده مربوط به جنبههاي تزييني و عظمت بنا بوده است زيرا اگر تصور شود كه پوش خارجي گنبد قابوس و برجهاي لاجيم ورزگت بمنظور فرو ريختن سريع باران و يا لغزيدن برفهاي زمستان و جريان يافتن هوا در فاصلة بين دوپوش ساخته شده، در مورد مقبرة سلطان سنجر چنان شرايطي بنظر نميرسد. گنبدهاي دوپوشي تزييني در آثار تاريخي اسلامي ايران: در صفحات قبل به انواع گنبد اشاره و اضافه گرديد كه گنبدهاي دوپوشي داراي دوپوش جداگانه ميباشد و پوش داخلي غالباً مدور و پوش خارجي مدور، مخروطي، هرمي و بيضوي است. راجع به فلسفة قرار دادن دوپوش در بناها نيز گفته شد كه، احتمالاً براي جلوگيري از نفوذ رطوبت برف و باران به قشر داخلي بنا، پوش ديگري با فاصلة مناسب در بالاي پوش اول ايجاد و منافذي در آن پيشبيني كردهاند تا هوا در فضاي بين دوپوش جريان يابد و پوش داخلي خشك و در امان باقي بماند. اين ملاحظه در نقاط مرطوب مانند صفحات شمال ايران منطقي بنظر ميرسد ولي اجراي اين رويه در نقاط نسبتاً خشك، چون مرو و اصفهان قابل تأمل است و ميبايد منظور ديگري نيز در بين باشد بخصوص كه در اين نقاط و نقاط مجاور آن قبلاً گنبدهاي يك پوشي، مانند گنبدهاي جنوبي و شمالي مسجد جامع اصفهان (شكل 7 و 8) و گنبد مقبرة امير اسماعيل ساماني در بخارا (شكل 9) ساخته شده و هنوز برجا است. |
|
بنظر نگارنده در ايجاد گنبدهاي دوپوشي منظورهاي تزييني و زيبائي خواهي نيز مؤثر بوده است زيرا: اولاً ايجاد پوش دوم عظمت بيشتري به بنا ميدهد و عظمت از عوامل مهم زيبائي است. |
|
استاد علينقي وزيري در كتاب زيباشناسي خود ميگويد: «عظيم نقطة مقابل قشنگ است، اين واژه يك نوع زيبائي خاص شديدي را توصيف ميكند كه بوسيلة موجودات يا اشيائي كه داراي عظمت و جلال و جذبه هستند، احساس ميگردد… همانطور كه احساس قشنگ با دلربا نسبت و ارتباط دارد، احساس عظيم يا همايون نيز با والا يا عالي مربوط مي باشد.» ثانياً خطوط منحني گنبد نرم و مطبوع استو از يك طرف مانند خطوط عمودي نظر را ببالا ميكشاند و از طرف ديگر، مانند خطوط افقي آرامش ميبخشد. البته اين تأثير احساس در گنبدهاي ساده نيز مصداق دارد ولي در گنبدهاي تزييني غالباً خاصيت رنگها، خاصيت خطوط را تقويت ميكند و به بيننده لذت بيشتري ميبخشد. ثالثاً پوش خارجي گنبد سطح مناسبي براي هنر نمائي استادان آجر تراش و كاشيكار و مقرنس ساز و نويسندگان خطوط بنائي و نسخ و غيره ميباشد و عناصر تزييني ديگر «چون مشبكها» اسليميها، گل و بتهها (شكل 10)، بهتر القاء ميكند و هيچ زمينة تزييني نميتواند نقوش و خطوط وساير عناصر را مانند گنبدها جلوهگر سازد و در معرض ديد بينندگان بگذارد |
|||
15-گنبد دوپوششي پيازي شكل مزار سلطان محمد عابد كاخك گناباد |
|
رابعاً پوش خارجي سبب ميشود كه پوش داخلي در ارتفاع كمتري قرار گيرد و بيشتر در معرض ديد باشد فيالمثل تزئينات زير گنبد دوپوشي تالار مربع مسجد شاه اصفهان، كه 36 متر ارتفاع دارد، از منظرة زير گنبد يكپوشي مقبرة سلطانيه، كه حدود 50 متر با بيننده فاصله دارد، بيشتر و بهتر جلوه ميكند. گنبد مسجد گوهرشاد مشهد (شكل 11) – اين مسجد مورخ 821 هجري است و به دستور گوهرشاد خاتون زوجة شاهرخ تيموري ساخته شده است. اين بنا در زمرة مساجد چهار ايواني است ولي در انتهاي هيچيك از ايوانهايش تالار مربعي وجود ندارد بلكه در وسط ايوان بزرگ آن، با عقب كشيدن ديوار طرفين، پلاني مربع (شكل 12) فراهم و در بالاي آن يك گنبد دوپوشي زيبا و رفيع پيازي شكل، كه فاصلة بين دوپوش 10 متر ميباشد، تعبيه گرديده است. سطح خارجي اين گنبد با آجرهاي لعابدار آبي و قهوهاي و قرمز مزين و در پاية آن تزيينات ذيل اجرا شده است: 1- يك رديف طاقنما با قوس سه قسمتي (دو طاقنماي عريض و يك باريك با قوس جناغي). اين طاقنماها با نقوش بيضوي و اسليميها و ختائيها مزين گرديده است. 2- يك رديف سطوح ستاره شكل در بين قوسهاي طاقنماهاي مزبور. 3- يك رديف سطوح پنج ضلعي مزين به گل و بته و نقطهها در روي ستاره شكلهاي مزبور. 4- يك رديف ستارة سه پر ديگر در بين سطوح پنج ضلعي مزبور. 5- يك رديف سطوح شبيه مستطيل در بالاي تزيينات مزبور. 6- يك رديف مقرنس زيبا در زير برجستگيهاي نيم استوانه و محدب كه گنبد را شياردار كرده است. 7- يك كتيبه با خطوط كوفي بر گدار كه بدور گنبد ميپيچد. گنبد آستانة حضرت رضا (ع) (شكل 13) – بناي اصلي و قديمي آستانة حضرت رضا (ع) در زمان سلطان محمود غزنوي (قرن چهارم هجري) ساخته شده و وسيلة درگاههاي اطراف به بناهاي متصل به حرم ارتباط دارد ولي گنبد طلاي آن از آثار زمان شاهعباس كبير (1038-996 ﻫ.) بوده و برفراز گنبد هنگامي كه اين شهريار از اصفهان پياده بزيارت آستان قدس رضوي رفت، در سال 1010ﻫ. ، به هزينة شخصي او آغاز و در 1016 پايان يافت و بعداً در زمان شاه سليمان صفوي تعمير گرديد. گنبد اين آستانه از نظر ارتفاع ساقه ممتاز بوده و عظمت خاصي القاء ميكند و در تزيينات آن نقش درجة اول به عهدة صفحات طلاي درخشان است و كتيبههائي آن را از يك نواختي درميآورد و زيباتر ميكند. 1- كلمات مقدس، كه در لوحههاي مستطيل شكل آبي، در ساقة گنبد قرار داده شده است. 2- كتيبة حلقوي انتهاي ساقه و ابتداي گنبد كه بدور بنا ميپيچد. گنبد مسجد شاه اصفهان (شكل 14)- ساختمان اين مسجد در سال 1021 هجري آغاز و در سال 1040 هجري پايان يافت . قسمت مهمتر اين مسجد را يك تالار مربع گنبددار تشكيل ميدهد كه با يك گنبد عظيم دوپوشي، به ارتفاع 54 متر، پوشيده و كاشيكاري شده است. ارتفاع پوش داخلي 36 متر است كه پس از وضع ضخامت دوپوش فاصلة بين آنها حدود 15 متر ميباشد. تزيينات خارجي اين گنبد بزرگ بشرح ذيل است. 1- طاقنماهاي كوچك و يزرگ، رويهم قرار گرفته يا مستقل، با قوسهاي جناغي. 2- يك كتيبة تزييني در ابتداي ساقه كه بدور آن ميپيچد. 3- يك حاشية تزييني كه با خطوط متقاطع و متداخل، سطوح چند ضلعي و ستاره شكل ايجاد و در روي آنها كلمات مقدس قرار داده شده است. 4- يك عده طاقنماهاي مشبك و داراي قوس جناغي كه پشت بغلهاي قوسها با اسليمي مزين شده است. 5- يك عده الواح كه بين طاقنماهاي مزبور ايجاد و با خطوط كوفي بنائي مزين گرديده است. 6- يك نوار حلقوي نازك كه روي تزيينات فوقالذكر واقع است بدور گنبد ميپيچد. 7- يك كتيبة حلقوي كه با خطوط ثلث بر زمينة آبي مزين گرديده و بين نوار باريك مزبور و نوار باريك انتهاي ساقه ايجاد شده است. 8- گنبد پيازي شكل كه با آجرهاي لعابدار آبي روكش و با اسليميهاي دهن اژدري متقارن و گل و بتههاي ظريف مزين گرديده و در آسمان صاف اصفهان ميدرخشد. مزار سلطان محمد عابد (ع) كاخك گناباد (شكل 15) – ميگويند اين بنا توسط امي عبداللّه توني در اواخر دورة سلجوقي ساخته شده و در دورههاي تيموري و صفوي تعمير شده است. اين بنا از خارج مانند يك مكعب مستطيل بنظر ميرسد و در بالاي آن گنبد پيازي شكل دوپوشي جلوة خاصي دارد. اين گنبد در روي يك ساقة استواني به ارتفاع 5/3 متر قرار گرفته و تزيينات آن عبارت از دو قسمت است: اول ساقه كه با يك حلقه كتيبه مزين گرديده است. در اين كتيبه سورة دهر از قرآن مجيد با خط ثلي، به رنگ سفيد، و خط كوفي، برنگ فيروزهاي، نوشته شده است. دوم گنبد پيازي شكل كه با كاشيهاي خوشرنگ پوشيده و اشكال لوزي و غيره القاء گرديده است. پاورقيها 1و2- تاريخ تمدن ويل دورانت، مشرق زمين: گاهوارة تمدن، ترجمة احمد آرام، تهران 1337، ص 187 و 382. 3- فرهنگ فارسي دكتر محمد معين جلد سوم، تهران 1345، ص 3397. 4- فرهنگ آنندراج، جلد پنجم، زير نظر محمد دبيرسياقي از انتشارات كتابخانة خيام تهران. 5و6- Dictionnaire encyclopé dique, quillete. Paris, 1965, p. 1417, 1714. 7- Grand Larousse encyclopédique, T. III, p. 574, 575. 8- فرهنگ عميد، تأليف حسن عميد، چاپ هشتم، سال 1348، ص 996. 11و12- I.E.S. Edwards, The pyramids of Egypt, London, 1946, p. 35-44. 13- تاريخ عمومي هنرهاي مصور قبل از تاريخ تا اسلام، تأليف علينقي وزيري، تهران 1347، ص 197. 14- تاريخ معماري سال دوم دانشگاه ملي ايران- دانشكدة معماري، سال تحصيلي 44-1343، ص 3و4. 15- هنر ايران اثر پروفسور آندره گدار، ترجمة دكتر بهروز حبيبي، تهران 1345، ص 252و253. 16- فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران، اولين نشرية سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، تهران 1345 ص 141و142. 17و18- A. Godard, Athar-é Iran, T. 1, Fas. 1, 1936, pp. 116, 119 et 111, 113. 19- A.U. Pope, Persian Architecture, London, 1965, p. 130. 20- به رفرانس 15 تا 18 مراجعه شود. 21- زيباشناسي در هنر و طبيعت تأليف استاد علينقي وزيري، تهران چاپ دوم، 1338، ص 184. 22- براي شناخت خاصيت رنگها به كتاب تاريخ عمومي هنرهاي مصور، ص 11 تا 15 مراجعه شود. 23- A. Godard, L’art de 1’Iran, paris, 1962, p.389 et 391. 24- براي شناخت شيارهاي تزييني يه شمارة 110 مجلة هنر و مردم، نوشتة نگارنده مراجعه شود. 25- براي شناخت خطوط كوفي تزييني به شماره 128 مجلة هنر و مردم، نوشتة نگارنده مراجعه شود. 26- جزوة شمارة 1 درس هنرهاي تزييني و بناهاي تاريخي ايران نوشتة سيد محمد تقي مصطفوي، 1344، ص 16. 27- نگاهي يه هنر معماري ايران، نوشتة سيد محمد تقي مصطفوي، تهران 1346، ص 70. 28- ايضاً ص 77. 29- شمارة 124 و 125 مجلة هنر و مردم، مزار سلطان محمد عابد كاخك گناباد، ص 22 تا 28، نوشتة نگارنده. |
دكتر عباس زماني
دانشيار دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران
http://mirasban.blogfa.com
در این وبلاگ سیمای مذهبی، گردشگری اجتماعی و........ شهر مقدس کاخک تقدیم میگردد.